تبلیغات
بوی گیسوان تئاتر - پست های عمومی
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : چهارشنبه 13 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

دوشنبه 24 تیر 1387
سایت من

سایت من با عنوان

http://www.hasanshariati.com

افتتاح شد.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 04:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 8 اردیبهشت 1387
روز جهانی تئاتر

از قدیم الایام روز جهانی تئاتر روز مضحک وبی خاصیتی بود. روز آمیزش تفکرهای باد آورده بدزا بد بو.

روزی که هر صاحب منصب اهل هنری که بر اریکه این هنر نگون بخت تکیه زد. خودمانی گفته به آن تر زدو رفت. از عهد دیونیزوس گرفته که با کشتن بزی به تکریم هنر پرداختن یعنی کسی را قربانی کردن. به قول حافظ قرعه فال نگون بختی به نام تراگودیای بیچاره افتاد وهرچه مع مع کرد که ای اهل هنر شما بانگ نوشانوش شراب سردهید وبگذارید چند صباحی ما در این عالم امکان خوش بگذرانیم  ودست آخر نصیب گرگ خواهیم شد پس دست از سر کچل مبارک ما بردارید  تا شاخ به یک جایتان نکردیم ونام هنر تان را به غارت نبردیم.اما دریغ که اهل یونان همین پدر سوختگان فلسفه وقانون در مستی مست نام هنر را به آواز بز تبدیل کردند والبته که هنر هم در همه اعصار برای شانس خود بز آورد وبدبخت تر آنکه همین بز ریشان در عرصه تئاتر تمامی اقالیم جهان سکان هدایت هنر تئاتر را به دست گرفتند و به جای آنکه بر گردن اهل ذوقش در ومروارید سینه ریز  سازند برگردن اهل خرد پشکل آویز انداختند وداد بهبه وچه چه  سر دادند که این یادگار گرانبهایی دانایی است که از رشته رشته کلام ارسطو بیرون کشیدیم.

القصه

روزجهانی تئاتر در مملکت ما هم حرمتی پیدا کرد و و البته این بماند تا فصل دگر

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:04 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 19 اسفند 1386
مردانه

آنها که برای غیر سرمایه شدند

در خانه برای دشمنان دایه شدند

هنگامه ی لاف داد مردانه زدند

هنگامه ی جنگ فاقد خایه شدند

***

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 11:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 21 دی 1386
محرم

باز برگ دل تاریخ ورق خواهد خورد

شمر بر پیکر پاک تو عرق خواهد خورد

روز پیراهن شب پوشد وشب از پی روز

به عزای تو مگر خون شفق خواهد خورد

این چه داغی است  به پیشانی ابنای بشر

که جهان دگری نیک خلق خواهد شد

...

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 08:01 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 12 دی 1386
می ترسم

درشب از جیغ وسوت می ترسم

مثل ازسگ سکوت می ترسم

کاج ها سبز ساده وصافند

از درختان توت می ترسم

عمه ات ماند در حوالی دل

پس چرا از عموت می ترسم

سازدل کوک کن به زخمه تار

آخ من از فلوت می ترسم

توبیا تو بیا به خانه ی ما

خالی است -و -

                به موت می ترسم

              ***

گفته بودی دعات کنم مخند

در نماز از قنوت می ترسم

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 11:01 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 5 دی 1386
پدر - بم - من

پدرم ۵ روز قبل از  زلزله بم سکته کرد ودر هنگامیکه باید استراحت می کرد وبه تفریح مشغول می شد  زمینگیر شد.

وبم وارگ آن نیز زمینگیر شدند

ارگ بم از خشت بود وپدرم از جنس کشت و آیش وخاک

پدرم روز قبل از سکته اش به مرمت دره زمین کشاورزی اش مشغول بود

وبم  شب قبل از آوارشدنش بر روی دل مردم به رقص وپایکوبی

بم وخانه ایش درست شدند وماند ارگ اش

پدرم ماند با یک عصا ونیمه ای مفلوج

من این احمق ترین موجود زمین چه غلطی کردم نمی دانم

آیا او مرا می بخشد؟

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 04:12 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 6 آبان 1386
غزل

تشنه منم زدست تو چکه نکرده قطره ای

وضو گرفته ای ولی نماز توست گتره ای

سهم من از زکات  تو خون دل است ای ولی

سال به سال روزه ام تا برسد که فطره ای

خشک وخراب آسمان مثل کویر بی کسی

ابر نبود  ورعد نه  می طلبی تو مِطره ای

آنچه به سر نهاده ای رو سری زنانه است

ریش به آن فزوده ای تا نشوی تو ستره ای

چوب حراج می زنی دین من ودیان خود

همچو زنان نا خلف در پی چیز چتره ای

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 10:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 5 آبان 1386
هستی دراز دستی

سر به بالای سپاه است وکسی هستی نیست

همه مستند وولی حد زن نا مستی نیست

ریش ها بر فک خورشید نجنبد عجبا

که در این شهر مگر والی ناپستی نیست

دستم از تهمت فریاد وفقاهت دوراست

تا به دستم طبقی تیزی خوش دستی نیست

چه کنم جامه تقوا به تنم کوتاه است

شورت وپیراهن وشلوار به پا بستی نیست

پست ها از همه سو جانب پستند روان

حیف از آن پست که بر مسند آن پستی نیست

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 11:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 28 مرداد 1386
لر

لر به ضم لام وسکون را را قومی می دانند که از عهد باستاندر ایران ساکن بودند و نسب شان به پار سها ومادها می رسد.(البته بنا به گفته سهراب شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا) وعده ای آنها را از پیشدادیان می شناسند  واصلا از هالی افسانه می پندارندشان. اما تحقیقات جدید باستانشناسی کلامی که در مرکز غلط ننویسیم ونخوانیم فرهنگستان ساکنند از نیمه عمر بدست آمده با کربن ۱۴ اورانیوم دار در لابلای واژه های مهجور ومتروک این معانی را به قوم لر نسبت دادند که با شرمندگی تمام از برادارانم که من نیز منسوب به آنها هستم  واگویه می کنم

احتمالا کلمه لر از حروف ابتدایی بعضی از کلمات زیر تشکیل شده است:

ل:  لال به معنی گنگ وحرف نزن وبی حرف وساکت. لالیت در جامعه شناسی یعنی بی ارادگی

له له به معنی مادر ودلسوز وپیشرو در همه امور غیر مربوط به خود

 لوند: افتاده بی شیله وپیله مثل علف بهمن که به هر نسیمی برقصد و

لنگ به فتح اول  یعنی شل وکم کار

لنگ به ضم اول یعنی دستمال دیگران بودن

لنگ به کسر اول یعنی پای دیگری بودن

لانگ البته این واژه انگلیسی است به معنی  محلی  شوار  یا دراز  و کج اقبال

لولو سرخرمن یا خدای وحشت البته خیالی اش که بچه ها را با آن می ترسانند

لوچ به معنی دوبین کسی که چشمش دوتایی می بیند.

لم به معنی تکیه دادن به چیزی ویا کسی

لانه

لوله

لامپ

لیش به معنی بد وزشت وناپسند وکنایه از اعمال منفوره

لئیم

لقمان

لقمه به معنی گدا

لق با پیشوند ماتحت معنی به تخم اسب رستم

لکاته

لالالالا

لی لی به لالا

لیلی ومجنون

لرد ( انگلیسی)

لیر

لیز

لیچار

لامسه

 لاکردار

 و البته هزاران واژه دیگر

که فی المجلس با کلمات  که با حرف را شروع می شوند ترکیب می کنیم ودر آینده نزدیک به خورد خلق الله می دهیم. اما یک چیز را به جد می گویم من از لریتم بیزار شدم

به جون خودم  حالا چرا بعدا می گم

ر   

رهرو

راه

رفتن

رمه رمیدن

رم کردن

رمبیدن

ریدن

رنگ

رنگ به کسر  را

روح

رم

ر یپ

ریق رحمت

ریقو

رواق

رتق وفتق که معنی شق دومش مد نظر است به طریق هوا باد فتق

رفیق

رفاقت

ریح

ربا

روز

روزی

ترکیب در پست آینده بای بای

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 03:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 16 تیر 1386
مست

می گویند شاعر دائم الخمری مدح منصور داونیقی گفت. منصور گفت چیزی بخواه. شاعر گفت : در حالت مستی چون مرا دیدند رهایم كنند وحدم مزنند.

منصور گفت نمی شود حكم خدا را باید اجرا كرد.گفت من همان یك خواسته دارم.منصور به فكر فرو رفت كه چه كند. ناگه سر بركرد وگفت یافتم. می نویسم اگر تو را در حالت مستی گرفتند هشتاد ضربه شلاق به پاداش می نوشی ات بزنند وآنكس كه تو را معرفی كرد به جزای این معرفی یكصد تازیانه تحمل كند.

عقلا گویند هیچ كس از ترس صد تازیانه حاضر به معرفی شاعر مست به حاكم شرع نشد.

شما چه می گویید؟

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 11:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari