تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
۱) در سال ۴۷ به دنیا آمدم
۲) ایرانی ام
۳) در سالی که به دنیا آمدم سوسکی بر کله کچل امپراتور ژاپن رژه می رفت.
۴) پیرزن همسایه که اتفاقا نامادری پدرم بود گفت : وای چه ماهی! ( در روز تولدم)
۵) ازهمان بچگی دماغم ماوای انگشت سبابه ام بود.
۶) یادگرفتم دیوان حافظ را تخریب کنم وبه نام دختر همسایه در کلاس انشا بخوانم.
۷) اولین کتابی که خواندم ماموریت برای وطنم بود که البته با نشستن روی آن وچون بچه بودم وکثیف کرده بودم و مجبور شدم ...
۸) در تمام ادوار انتخاباتی شرکت کردم. ورای ندادم.
۹) اول می خواستم به احمدی نژاد رای بدهم ولی بعد از انتخابات پشیمان شدم که چرا اول می خواستم به احمدی نژاد رای بدهم...
۱۰) الان هزاروصد وبیست وشش ثانیه است که دست در دماغم نکردم.
۱۱) .....................................
رمضان که تمام شود.تازه بوی خدا می پیچد. سراغ آدمهایی را می گیرد که بعضی شبها قرآن به سر گرفتند وتوبه نمودند.خدا می داند که کی به عهدش وفا می کند وکی نمی کند.اما ما آدمها هم می بینیم که مردم چگونه دوباره اشک هاشون را که در ماه رمضان پای سفره خدا ریختند والتماس ودخیل داشتند چگونه به ّمان ارامی روی اعصاب ما خواهند رقصید ودوباره سال نو گیوه نو پدر ملت را در می آورند.دوباره بقال یادش می رود که گوجه صد تومنی را قول داده ارزان بفروشد(۵۰۰تومان) قصاب گوشت را ده هزار تمن ورییس جمهور دوباره وعده ارزانی بدهد. و...
رمضان که تمام شود خدا هم تمام می شود.
من هم قصد دارم فکر جدیدی در این سال داشته باشم
علی تصویر الله الصمد بی
علی یکتا چنان ذات احدبی
نمی آید به دنیا مثل او چون
تمام لم یلد ولم یلد بی
سلام
سایت مکتوب اعراب طی یک نظر سنجی از کاربران خود در مورد انرژی هسته ای نظرات جالبی را از اعراب منتشر نمود.ابتدا یک کاریکاتور از رشا مهدی از مصر:
شما هم می توانید نظر بدهید
بر روی لینک زیر کلیک کنید وبا عضویت از طریق این لینک مطمئن باشید که درآمد حلال کسب می کنید:
ما گفتیم شما هم باور کنید.البته این از را ه استیصال نیست بلکه ارز آوری به کشور است.
سالها پیش در چنین روزهایی تهاجم رسمی کشور همسایه علیه ما آغاز شد. نه توانی نه رزمی نه تفنگی ونه چیزی که بشود با آن جنگید. راستی یک چیز بود یک ذره غیرت وشرف که لابد ازسالها قبل همراه ما بود ومربوط به کس وقومی هم نمی شد. هرکس پاشد ورفت. چوب وچماقی. برنو وام یک و سرپر واز این جور چیزها. رفتند وجنگیدند واز این طرف بکش از اون طرف کشته شو . از خسرو آباد آبادان تا ام الرصاص وشلمچه ودهلاویه وجفیر دشت عباس وتنگه چزابه .هویزه میمک وهزار قلعه خور وحور مجنون تا حاج عمران.همه ماندند وجنگیدند. یه عده هم دیدند حالا که بچه های همسایه می رند ومی جنگند اینها هم جنگیدند وخوب جنگیدند. اینقدر که برای پسر همسایه هم به خواستگاری می رفتند.اما از اون ور یک کیلو روغن نباتی را به قیمت خون پسر همسایه با مردم حساب می کردند. یه عده هم به فکر تربیت نسل بعد از جنگ بودند که یادشان باشد دانشمند ودکتر تربیت کنند ودر فکر معقول ومنقول مرددم باشند یعنی در همان دوران جنگ برای بعد از جنگ تصمیم می گرفتند . البته این کار خیلی خوبی بود. چرا که کشور به برنامه ریزی نیاز داشت وچه بهتر که در همان زمان جنگ که برادر برادر را به خاطر دین و خدا به مسلخ می فرستاد یه عده دیگر بچه هار ا به دانشگاه می فرستادند. تا تز طرح ومرح های جدید نصب وناسر وناصر بدهند. ها یادم رفت یه عده هم بچه هاشون را خودوشون با دست خودشون بدرقه می کردند و وقتی اونها را براشون می آوردند خم به ابرو نمی آوردند خودشون خاکشون می کردند. تا این درخت خود باوری ثمر بدهد.
جنگ تمام شد اما داعیه داران کذایی جنگ برای اونهایی که از همه چیز شان گذشتند بخشنامه وقوانین ومقررات ساختند تا بچه هایی که هیچ توقعی از بازماندگی جنگ نداشتند را باز هم به گوشه عزلت بکشانند. غافل از اینکه بچه های جنگ نه برای این قشر تره خورد می کنند ونه به فکر تملیک مایملک دیگرانند.
جنگ تمام شد ومن هنوز به فکر دختر بچه ای هستم که هنگامیکه سوار بر مینی بوس از جلوی بسیج دهدشت عازم منطقه بودم گل سرخی را در دستمال زرشکی به من داد و با لبخند تلخی گفت: خدا حافظ. هنوز بوی اون گل در مشام من است وبا اون دستمال پیشانی بسیجی را بستم که در اروند کنار به ضرب گلوله مستقیم تک تیر انداز عراقی کشته شد.
جنگ تمام شد وبرای من دو نفر رسالت جنگ را در آثارشان منور کردند.علیرضا نادری با نمایشنامه هایش و ابراهیم حاتمی کیا با فیلم هایش.
جنگ تمام شد اما قصه باج خواهی عده ای که نه در جنگ بودند و نه دیگران وامدارشان؛ تمام نشده است واینها بر خر مراد سوارند و بیچاره ...
جنگ تمام شد؟ نه .
جنگ هنوز تمام نشده است
زیرا که اینبار خوارج را بیرق دیگر برسر است. و...
All Rights Reserved 2005-2006 © hasanshariati.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768