تبلیغات
بوی گیسوان تئاتر
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
... 3 4 5 6 7 8 9 ...

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : چهارشنبه 13 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1385

برنا وچهارماهگی

برنا

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 02:04 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 4 اردیبهشت 1385
ای وای...

پنج دانش آموز دیگر در کشور براثر بی توجهی مسئولان در شهر چرام کهگیلویه در اردوی تفریحی جان باختند ورودخانه مقصر شناخته شد.

پارسال ۱۳ نفر در آتش سوختند وسرما و نفت مقصر بودند.

در اصفهان یک سواری به زیر پل سقوط کرد خیابان مقصر بود.

و...

هیچوقت آموزش وپرورش مقصر نیست.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 10:04 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 18 فروردین 1385
سلام سال نو

سلام زندگی

سلام صبح

سلام عشق

سلام بر تمام سلامهای رد وبدل شده در جهان

سلام بربوسه های عاشقانه

سلام بر نگاههای متحیر عاشق

سلام بر صبح دوتاشدن

سلام بر روز سه تا شدن

سلام بر پایداری

سلام بر حیات

سلام بر تقدم وسلام بر تاخر

سلام برهمه

سلام بر ...

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 02:04 ق.ظ موضوع مطلب :‌ برنا ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 27 اسفند 1384
بهار آمد

بهار آمد

کدام بهار؟

همان بهاری که گل های زیبا دارد

کدام گل

همان گلهای که ما دوست داریم

کدام دوست

همان دوستی که ما را دوست دارد

کدام ما

همان مایی که قرار است امسال را با شادی سپری کند

همان مایی که قرار است با آمریکا بجنگد.

انرژی هسته ای راه بیندازد

بمب اتم بسازد.

همان مایی...

که دروغ می گوییم مثل سگ پینوکیو

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در شنبه 27 اسفند 1384 و ساعت 12:03 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 27 اسفند 1384

برنا تبریک می گوید

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 26 اسفند 1384
نگرانی نداریم

امروز شورای امنیت رای نهایی خود را صادر خواهد کرد.

چند سال پیش در چنین روزی پیر مردی گفت آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

مگه نه؟

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 12:03 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 22 اسفند 1384

۱-       این روزها کار وزندگی ام شده برنا.برنا بالا برنا پایین.بنا بیدار برنا خواب برنا بازی برنا گریه برنا استفراغ برنا شیربره برنا بابا برنا مامان عکس ریسه خلاصه همه چی. من هنوز راحتم. ولی سیمین زندگی اش شده برنا چقدر سخت است کسی مثل سیمین که سراپا شور وشوق سفر ویک جا نشستن نبود توی این چند سال بابست من شد و زندگی من که البته  برای یه لحظه هم از زیر دین او نمی توانم در بیایم. حالا اسیر برنا است. برنا تمام هم وغم اوست.مهرمادری آدم را دیوانه می کند.گاهی وقتها احساس می کنم من چه سختم ولی احساسم دروغ است چون در برابر تحمل سیمین من پشیزی نیستم.

۲-      این روزها تکلیف دولتمردان ما با خودشان وجامعه جهانی مشخص نیست. بالتبع هر ایرانی در هر جای دنیا دلش به خاطر وطن خود می لرزد. گاهی وقت ها حس می کنم  اگر ابرام بر داشتن انرژی هسته ای ما را به عراق دوم تبدیل کند. بهتر است از خیر داشتن آن بپرهیزیم. انرژی هسته نباید موجب تباهی ما شود.نمی دانم تاریخ اسلامم زیاد خوب نیست. اما درلابلای صفحات تاریخ می خوانیم وقتی پیامبر اکرم برای اولین بار به سوی مکه می روند پیمانی با ابوسفیان امضا می کند در ذیل پیمان نام مبارک اش را تنها نوشته بودند: محمد. مسلمانان غضب آلود می خواستند پیمان را پاره کنند که چرا لفظ رسول الله را ننوشته اند.پیامبر با آرامش خاص خود گفت من پیامبر شما هستم.نه پیامبر اینها. بعد از چند سال مکه فتح شد.

منظور ی از نوشته بالا ندارم ولی کمی دقت کافی است تا عاقبت اندیشی پیامبر را ببینیم وچوب در لانه زنبور نکنیم.لا اقل هی از پیشرفت وخواسته های خود وتصویب بودجه ونیروگاه کمتر سخن بگوییم. این روزها بوی جنگ می آید. نکه می ترسم نه من لااقل چند گلوله مستقیم از سینه ام عبور کرده ودرد تیر وترکش را احساس که مشاهده نمودم.پس نمی ترسم.از امحای بر اثر بی عقلی  نبودخرد دیپلماسی هراس دارم.

  ۳-       آها یادم رفت که در جنگ آدم ننه اش را شوهر نمی دهد.این یک ضرب المثل آمریکایی است.اما مثل اینکه آمریکایی ها قصد دارند ننه همه کشورهای از نظر خودشان تروریست را شوهر بدهند. در این راستا آگاهان به مسائل دفترخانه بخوانید زرادخانه سه مورد را عنوان می کنند:

الف: بعضی کشورها ننه ندارند

ب:   بعضی کشورها نسبت به ننه هاشون بی غیرتند

 ج :  بعضی کشورها هم ننه دارند وهم غیرت. 

آگاهان گفتند تکلیف هیچ گروهی مشخص نیست.

نمی دانم شما چه می گویید؟

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 01:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 16 اسفند 1384
چگونه آدم مهمی بشویم؟!

در ایران خیلی ساده است.صبح بعد ازبیداری دستهایت را با آب وصابون می شویی ومسواک زدی یا نزدی  زیاد مهم نیست ای بسا نزدنش بهتر باشد صبحانه نمی خوری. راه می افتی به سمت اونجایی که کار داری اگر دنبال اینی که سر کار بروی یه راست روده خروجی از شکمت را می گیری وتا دم در اتاق رییس می روی. جلوی میز منشی سینه ات را صاف می کنی ونامه ات را که از قبل نوشتی بعد از یک سلام وعلیک رسمی (بسته به قیافه منشی داره) دو دستی تقدیم می کنی.البته اگر با ایما واشاره انجام بدهی بهتر است. اگر دیدی که منشی سرش را انداخته پایین وبا دست به شما اشاره می کنه که بنشینید تا رییس بیاد. بدانید یک مشکلی دارید وآن هم احتمالا بوی لطیف دهن شماست که منشی را کلافه کرده .پس بر اعصاب خود مسلط شوید ویک قدم به عقب بردارید تا منشی احساس کند که بوی دهن شما کمتر اورا اذیت می کند.اما در همین حال رشته سخن را به دست بگیرید وبا نگاه کردن به حضرت منشی اطراف او را خوب کاوییده وسعی کنید از چیزی که خوشتان نمی آید ودر اطراف اوست تعریف کنید.بعد یواش یواش دل منشی را با تعاریف وتماجید به دست بیاورید ودر این حال دو گام به جلو بردارید.منشی احتمالا در دام شما گرفتار خواهد شد ویا  اینکه به جای رییس د ستور می دهد وکارتان را ه می اندازد. یا خیلی محترما که البته دلتان را نشکند حواله به فردا می دهد که شما خیال کنید بازهم دوست دارد شما را ببیند.

والبته این اتفاق خواهد افتاد.وبعد به شما خواهد گفت فردا با وسایل بهداشتی تشریف بیاورید. شما هنوز نمی فهمید و...

تا بعد

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 02:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 6 اسفند 1384

هانیه و برنا

 نگاه برنا

برنا و نگاه

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 01:02 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 3 اسفند 1384

محمد شریعتی

 سلام محمدم

عزیزم

نمی دانم آیا در گوشه  نگاهت که بوی ملکوت خدا جاری استتپش دلم را می بینی که چگونه در انتهای دوستت دارم گریه می کند واستغاثه به او که بی نیاز است تا نیاز مار ا به شفای تو برآورد.

راستی او این همه عشق را چگونه بر می تابد. شاید در حیرانی خویش ما را به ابتدای رنج وگیاه می برد.این راه در نگاه بودا رنج است ودر نگاه محمد دوای مهربانی. من دوراز همه مهربانی خدا تنها به افق نگاه تو خیره می شوم و درنهایت عجز تنها به تکرار خنده های تو می اندیشم. 

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:02 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در چهارشنبه 10 اسفند 1384 و ساعت 12:03 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari