تبلیغات
بوی گیسوان تئاتر
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : چهارشنبه 13 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

شنبه 6 آبان 1385
درکنار خانواده

عمو وهمسرش

پردیس همتی

زهرا شریعتی

هانی شریعتی

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 04:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در دوشنبه 8 آبان 1385 و ساعت 12:10 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 26 مهر 1385
افتخارات من

۱) در سال ۴۷ به دنیا آمدم

۲)  ایرانی ام

۳)  در سالی که به دنیا آمدم سوسکی بر کله کچل امپراتور ژاپن رژه می رفت.

۴)  پیرزن همسایه که اتفاقا نامادری پدرم بود گفت : وای چه ماهی! ( در روز تولدم)

۵)  ازهمان بچگی دماغم ماوای انگشت سبابه ام بود.

۶)  یادگرفتم دیوان حافظ را تخریب کنم وبه نام دختر همسایه در کلاس انشا بخوانم.

۷)  اولین کتابی که خواندم ماموریت برای وطنم بود که البته با نشستن روی آن وچون بچه بودم وکثیف کرده بودم و مجبور شدم ...

۸)    در تمام ادوار انتخاباتی شرکت کردم. ورای ندادم.

۹)  اول می خواستم به احمدی نژاد رای بدهم ولی بعد از انتخابات پشیمان شدم که چرا اول می خواستم به احمدی نژاد رای بدهم...

۱۰)  الان هزاروصد وبیست وشش ثانیه است که دست در دماغم نکردم.

۱۱)   .....................................

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 25 مهر 1385
رمضان که تمام شود

رمضان که تمام شود.تازه بوی خدا می پیچد. سراغ آدمهایی را می گیرد که بعضی شبها قرآن به سر گرفتند وتوبه نمودند.خدا می داند که کی به عهدش وفا می کند وکی نمی کند.اما ما آدمها هم می بینیم که مردم چگونه دوباره اشک هاشون را که در ماه رمضان پای سفره خدا ریختند والتماس ودخیل داشتند چگونه به ّمان ارامی روی اعصاب ما خواهند رقصید ودوباره سال نو گیوه نو پدر ملت را در می آورند.دوباره بقال یادش می رود که گوجه صد تومنی را قول داده ارزان بفروشد(۵۰۰تومان) قصاب گوشت را ده هزار تمن ورییس جمهور دوباره وعده ارزانی بدهد. و...

رمضان که تمام شود خدا هم تمام می شود.

من هم قصد دارم فکر جدیدی در این سال داشته باشم

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 01:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 22 مهر 1385
۲۱ رمضان

علی تصویر الله الصمد بی

                                             علی یکتا چنان ذات احدبی

نمی آید به دنیا مثل او چون

 

                                                  تمام لم یلد ولم یلد بی

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در شنبه 22 مهر 1385 و ساعت 09:10 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 9 مهر 1385
نظر سنجی سایت مکتوب در مورد انرژی هسته ای ایران

سلام

سایت مکتوب اعراب طی یک نظر سنجی از کاربران خود در مورد انرژی هسته ای نظرات جالبی را از اعراب منتشر نمود.ابتدا یک کاریکاتور از رشا مهدی از مصر:

سایت عربی مکتوب ونظر سنجی

شما هم می توانید نظر بدهید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 08:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 4 مهر 1385
درآمد می خواهی

بر روی لینک زیر کلیک کنید وبا عضویت از طریق این لینک مطمئن باشید که درآمد حلال کسب می کنید:

ما گفتیم شما هم باور کنید.البته این از را ه استیصال نیست بلکه ارز آوری به کشور است.

http://greenhorse.com/join_now.ghc?r=152936390

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 10:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 2 مهر 1385
جنگتمام نشده است.

سالها پیش در چنین روزهایی تهاجم رسمی کشور همسایه علیه ما آغاز شد. نه توانی نه رزمی نه تفنگی ونه چیزی که بشود با آن جنگید. راستی یک چیز بود یک ذره غیرت وشرف که لابد ازسالها قبل همراه ما بود ومربوط به کس وقومی هم نمی شد. هرکس پاشد ورفت. چوب وچماقی. برنو وام یک و سرپر  واز این جور چیزها. رفتند وجنگیدند واز این طرف بکش از اون طرف کشته شو . از خسرو آباد آبادان تا ام الرصاص وشلمچه ودهلاویه وجفیر دشت عباس وتنگه چزابه .هویزه میمک وهزار قلعه خور وحور مجنون  تا حاج عمران.همه ماندند وجنگیدند. یه عده هم دیدند حالا که بچه های همسایه می رند ومی جنگند اینها هم جنگیدند وخوب جنگیدند. اینقدر که برای پسر همسایه هم به خواستگاری می رفتند.اما از اون ور یک کیلو روغن نباتی را به قیمت خون پسر همسایه با مردم حساب می کردند. یه عده هم به فکر تربیت نسل بعد از جنگ بودند که یادشان باشد دانشمند ودکتر تربیت کنند ودر فکر معقول ومنقول مرددم باشند یعنی در همان دوران جنگ برای بعد از جنگ تصمیم می گرفتند . البته این کار خیلی خوبی بود. چرا که  کشور به برنامه ریزی نیاز داشت وچه بهتر که در همان زمان جنگ که برادر برادر را به خاطر دین و خدا به مسلخ می فرستاد یه عده دیگر بچه هار ا به دانشگاه می فرستادند. تا تز طرح  ومرح های جدید نصب وناسر وناصر بدهند. ها یادم رفت یه عده هم بچه هاشون را خودوشون با دست خودشون بدرقه می کردند و وقتی اونها را براشون می آوردند خم به ابرو نمی آوردند خودشون خاکشون می کردند. تا این درخت خود باوری ثمر بدهد.

جنگ تمام شد اما داعیه داران کذایی جنگ  برای اونهایی که از همه چیز شان گذشتند بخشنامه وقوانین ومقررات ساختند تا بچه هایی که هیچ توقعی از بازماندگی جنگ نداشتند را باز هم به گوشه عزلت بکشانند. غافل از اینکه بچه های جنگ نه برای این قشر تره خورد می کنند ونه به فکر تملیک مایملک دیگرانند.

جنگ تمام شد ومن هنوز به فکر دختر بچه ای هستم که هنگامیکه سوار بر مینی بوس از جلوی بسیج دهدشت عازم منطقه بودم  گل سرخی را در دستمال زرشکی به من داد و با لبخند تلخی گفت: خدا حافظ. هنوز بوی اون گل در مشام من است وبا اون دستمال پیشانی بسیجی را بستم که در اروند کنار به ضرب گلوله مستقیم تک تیر انداز عراقی کشته شد.

جنگ تمام شد وبرای من دو نفر رسالت جنگ را در آثارشان منور کردند.علیرضا نادری با نمایشنامه هایش و ابراهیم حاتمی کیا با فیلم هایش.

جنگ تمام شد اما قصه باج خواهی عده ای که نه در جنگ بودند و نه دیگران وامدارشان؛ تمام نشده است واینها بر خر مراد سوارند و بیچاره ...

جنگ تمام شد؟ نه .

جنگ هنوز تمام نشده است

زیرا که اینبار خوارج را بیرق دیگر برسر است. و... 

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 10:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 25 شهریور 1385
نامه به مسیح بی پدر در عصر بی اثر

سلام مسیح

سلام فرزند مریم کوهزاد.

سلام بی پدر

{ می دانی در ادبیات ما این واژه( بی پدر ) دشنام سختی است.سخت از آنکه فکرش را بکنی.یعنی اگر کسی به کسی گفت بی پدر خون او به جوش می آید وامکان خین ریزی هست. اما در هر صورت تو بی پدری. بر خلاف دوستداران دروغین که تو را فرزند خدا می دانند. }

سلام مسیح

مرد زخم وتازیانه

سالها پیش که انجیل را به روایت  های مختلف می خواندم تا سهم دین تو را در تکامل بشریت و انصاف وایمان بشناسم  کسی در گوشم گفت مسیح می گوید اگر کسی به صورت تو سیلی زد طرف دیگر صورتت را هم به دست او بده  ودم بر نیاور.هنوز راز این نوشته وگفته تو را نفهمیدم. البته روان شناسان می گویند شاید فاعل در بیخودی ضربه ای به صورت مفعول وارد کرده است که بعدا پشیمان شود.شاید. اما مسیح عزیز سالهاست که ما مسلمانان ناخواسته به این فرمایش خوشگل شما عمل کردیم چند طرف صورتمان را که هیچ  تمام اعضا وجوارح خودرا به دست مشت ولگد پیروان چشم زاغ تو سپردیم وتنها به خاطر مسالمت دم بر نیاوردیم .از کجای تاریخ بگویمکه تو از آن بی خبر نباشی. از جنگهای صلیبی یا کشتن زنان باردار مسلمان در سویلای اسپانیا و درآوردن جنین و رقصیدن بر روی میز با بانگ نوشانوش شراب ولابد می دانی رقص روی میز در اسپانیا به خاطر کشتار مسلمانان باب شده است.

جناب مسیح

من درد دین ندارم. اما درد انسانیت چرا.دین من را خدا نازل کرد واو خودش آن را حفظ می کند.اما من به فرزند خوشگل تو  پاپ بندیکت شانزدهم    غبطه می خورم که بدون ملاحظه دم از تعقل می زند.

مسیح جان 

تورا به جان پدرت البته ببخشید که شما پدر از نوع انسانی اش ندارید. اصلا شما پدر ندارید . این هم یک قسم ایرانی است دیگر آخر من ایرانی مسلمانم.می خواستم بدانم بچه های تو که دم از تعقل ومنطق می زنند واحتمالا شعارشان ترویج فلسفه و داشتن دانشمندانی مانند کانت ودکارت وهایدگر و نیچه و ... هزاران روشنفکر  واصلاح طلب و مبادی آداب و متفکر در عرصه علم وهنر ومنطق است ؛ با جهان چگونه برخورد کردید.

مسیح عزیز

امروز بعضی از بچه مسلمانها حتی یک بار قرآن را ورق نزده به سمت تو میآیند ؛ لباس مقدس تورا می پوشند وپز می دهند که دین مسیحیت دین منطق وراستی ودرستی است. غافل ازاینکه در دین تو آدم باید خم شود وبر پشتش بار بگذارند واگر خواستند هرکاری با تو کنند ودم برنیاوری.

مسیح عزیز

می دانم در آسمانهایی والبته پیروان تو می گویند تو را بر دار کردند.خواهش می کنم هر از چند گاهی به مرخصی بیا وبه کلیسا ها سر بزن ؛ متن سخنرانی جانشینانت را ویرایش کن. نگذار از سر باد معده هرچه خواستند بگویند.

مسیح جان

در نامه بعدی برایت خواهم نوشت پاپ بندیکت شانزدهم در آلمان چه گفت.زیرا تو را به آلمان راه نمی دهند.

آه راستی ببخشید که شما را با عنوان بی پدر خطاب کردم.زیرا من به راستی معتقدم که تو پدر از نوع گویش کلیسا نداری.شرمنده

قربان تو

 

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 08:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 21 شهریور 1385
تولد تو

امروز روز خداست

خدای یعنی من

زیرا تولد توست

پس مبارک باد

تولد سیمین من

تولد من سیمین

زیر باران صداقت

در تابستان ۵۷

آخر تابستان

شهریور

باران رحمت وشادی

بارش دریا

شکوفه ابر

سال ۵۷

سال تبلور عشق

تحویل ترد غرور

مبارک ادت این روز وهمه روز

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 07:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 20 شهریور 1385
هفته نامه

خسته ام

دنیا فاصله زیادی با دنیا دارد.شاید این مضحكترین سوال روز باشد. اما خاتمی در آمریكاست وآقای بوش گفته شخصا درخواست صدور روادید خاتمی را امضا كرده است.

خسته ام

این هفته صحنه تاخت وتاز ودفاع از خاتمی بود.

خسته ام

خانم رجبی كه معلوم نیست زیر كدام بوته  نسترن به عمل آمده به كسی توهین كرده كه شایسته آن غیر از مهربانی نیست چه برسد به تهمت وافترا .

خسته ام

نمی دانم دیدار مصباح وهاشمی چه دردی از این مردم دوا می كند.

خسته ام

نمی دانم ریی مجلس خبرگان ودیگران شبیه به كی حرف زدن یاد می گیرن

خسته ام

نجیب محفوظ مرد یعنی هویت هنر رمان نویسی اسلامی انتقادی مرد.

خسته ام

زیرا دیگر سیگار نمی كشم.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari