تبلیغات
بوی گیسوان تئاتر
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : چهارشنبه 13 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

شنبه 5 آبان 1386
هستی دراز دستی

سر به بالای سپاه است وکسی هستی نیست

همه مستند وولی حد زن نا مستی نیست

ریش ها بر فک خورشید نجنبد عجبا

که در این شهر مگر والی ناپستی نیست

دستم از تهمت فریاد وفقاهت دوراست

تا به دستم طبقی تیزی خوش دستی نیست

چه کنم جامه تقوا به تنم کوتاه است

شورت وپیراهن وشلوار به پا بستی نیست

پست ها از همه سو جانب پستند روان

حیف از آن پست که بر مسند آن پستی نیست

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 11:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 28 مرداد 1386
لر

لر به ضم لام وسکون را را قومی می دانند که از عهد باستاندر ایران ساکن بودند و نسب شان به پار سها ومادها می رسد.(البته بنا به گفته سهراب شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا) وعده ای آنها را از پیشدادیان می شناسند  واصلا از هالی افسانه می پندارندشان. اما تحقیقات جدید باستانشناسی کلامی که در مرکز غلط ننویسیم ونخوانیم فرهنگستان ساکنند از نیمه عمر بدست آمده با کربن ۱۴ اورانیوم دار در لابلای واژه های مهجور ومتروک این معانی را به قوم لر نسبت دادند که با شرمندگی تمام از برادارانم که من نیز منسوب به آنها هستم  واگویه می کنم

احتمالا کلمه لر از حروف ابتدایی بعضی از کلمات زیر تشکیل شده است:

ل:  لال به معنی گنگ وحرف نزن وبی حرف وساکت. لالیت در جامعه شناسی یعنی بی ارادگی

له له به معنی مادر ودلسوز وپیشرو در همه امور غیر مربوط به خود

 لوند: افتاده بی شیله وپیله مثل علف بهمن که به هر نسیمی برقصد و

لنگ به فتح اول  یعنی شل وکم کار

لنگ به ضم اول یعنی دستمال دیگران بودن

لنگ به کسر اول یعنی پای دیگری بودن

لانگ البته این واژه انگلیسی است به معنی  محلی  شوار  یا دراز  و کج اقبال

لولو سرخرمن یا خدای وحشت البته خیالی اش که بچه ها را با آن می ترسانند

لوچ به معنی دوبین کسی که چشمش دوتایی می بیند.

لم به معنی تکیه دادن به چیزی ویا کسی

لانه

لوله

لامپ

لیش به معنی بد وزشت وناپسند وکنایه از اعمال منفوره

لئیم

لقمان

لقمه به معنی گدا

لق با پیشوند ماتحت معنی به تخم اسب رستم

لکاته

لالالالا

لی لی به لالا

لیلی ومجنون

لرد ( انگلیسی)

لیر

لیز

لیچار

لامسه

 لاکردار

 و البته هزاران واژه دیگر

که فی المجلس با کلمات  که با حرف را شروع می شوند ترکیب می کنیم ودر آینده نزدیک به خورد خلق الله می دهیم. اما یک چیز را به جد می گویم من از لریتم بیزار شدم

به جون خودم  حالا چرا بعدا می گم

ر   

رهرو

راه

رفتن

رمه رمیدن

رم کردن

رمبیدن

ریدن

رنگ

رنگ به کسر  را

روح

رم

ر یپ

ریق رحمت

ریقو

رواق

رتق وفتق که معنی شق دومش مد نظر است به طریق هوا باد فتق

رفیق

رفاقت

ریح

ربا

روز

روزی

ترکیب در پست آینده بای بای

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 03:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 16 تیر 1386
مست

می گویند شاعر دائم الخمری مدح منصور داونیقی گفت. منصور گفت چیزی بخواه. شاعر گفت : در حالت مستی چون مرا دیدند رهایم كنند وحدم مزنند.

منصور گفت نمی شود حكم خدا را باید اجرا كرد.گفت من همان یك خواسته دارم.منصور به فكر فرو رفت كه چه كند. ناگه سر بركرد وگفت یافتم. می نویسم اگر تو را در حالت مستی گرفتند هشتاد ضربه شلاق به پاداش می نوشی ات بزنند وآنكس كه تو را معرفی كرد به جزای این معرفی یكصد تازیانه تحمل كند.

عقلا گویند هیچ كس از ترس صد تازیانه حاضر به معرفی شاعر مست به حاكم شرع نشد.

شما چه می گویید؟

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 11:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 21 خرداد 1386
آسفالت گرم وآسفالت سرد

 نمی دانم تا به حال شما پتون توی آسفالت سرد گیر کرده؟!... یعنی چی؟  ها عرض کنم به خدمت شما کسی می داند که آسفالت سرد یعنی چی که لابد از یک دوره ای پایش توی قیر سرد وگرم روزگار گیر کرده باشد وبرای بهبود  یعنی کشیدن پایش البته با کفش تلاش به خرج دهد. نویسنده کتاب آسفالت سرد اخیرا در آسفالت کردن دهان مردم موفق  نشان داده است وبه تازگی شورایی برای انتشار افکار واندیشه هایش به شمار ۱۵ ترتیب داده تا ملت فهیم ایران به مانند برادر نیاز اف رییس جمهور ترکمنستان که کتاب وزین روح نامه را تقریر کرده وحتی می گویند قبل از نماز علما وفضلا در مساجد مجبور به تلاوت آیات شریفه آن هستند. اهتمام ورزند.

لابد از فردا بچه های مدرسه ای ما به جای خواندن قران قران و یادگیری کتب زبان و... باید آیات واندیشه وانواع روش های آسفالت کردن دهان مردم را بیاموزند.

  به یاد دارم روزی پدرم به من گفت :

تو حرف زدن بلد نیستی حرف نزدن هم بلد نیستی.

یکی نیست به این مشاوران محترم رییس جمهور آسفالت کار بگوید  آقا شما که مشاوره دادن بلد نیستید .مشاوره ندادن هم بلد نیستید.

آخه رییس جمهور محترم  مگر زمان فکر کردن هم دارد .یا اصلا مگر فکر هم می کند؟ شما بگید ما  که ندیدیم.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 04:06 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 20 خرداد 1386
بد حجابی

 بالاخره مبارزه با بد حجابی تمام شد و خوشگل مشگل ها را نه تنها از خیابان جمع نکردند که بر تعداد زنان خیابانی نیز افزودند. والبته به هزار قلم آرایش و آسایش که آرامش را از دل هر رهگذر می رباید.خدا وکیلی ما که بنا به گفته پدر بزرگوار چشم نا پاک به نامحرم نمی دوزیم نه اینکه زن وبچه داریم نع!! بلکه  به خاطر خجالتی است که اصولا از این قشر دردمند اجتماع داریم. زنان همیشه تاریخ در جامعه ما وشاید دیگر جوامع مورد آزار واذیت و بی مهری ( با آنکه مهریه شان بالاست) قرار داشته ودارند. هیچ چشمی نیست که آنان را به عنوان انسان دارای عقل وموجودی دارای حق وحقوق  قلمداد کند.چه در قوانین دینی وچه در قوانین عرفی واجتماعی مصطلح.

سخت است اگر آدمی بخواهد به ساده ترین آنها اشاره کند. موجوداتی که فقط به خاطر خلاء گوشتی آنها مورد مهربانی وتفقد قرار دارند وهنگامه شب ویا لحظه هوس آلود مردی در صندلی عقب سواری ویا در بیابانهای اطراف وشاید کوچه پس کوچه ای که چراغ تیر برق آن سوخته باشد.

دست برقضا  تمامی ناآرامیهای جامعه هم بر دوش زنان گذاشته می شود و لابد منشاء  فساد وفتنه نیز هستند. اگر طره گیسویی از زیر روسری  سیاهی که کمی هم رنگ ومش به آن آلوده باشد در باد برقصد هزار نگاه را به خود می خواند وبعد باطوم و وبعد وبعد وبعد...

همه بدبختی جامعه از ظرافت زنانه شکل گرفته است. باور نمی کنید. زیرا  ایرانی هستیم و  هنوز که هنوز است  تابوی مرد بودن خود را نشکسته ایم. وکسی نیست که  داد بر بداد برد.

 حجاب درد فقر و نابسامانی مسکن وعدم توجه دولتیان از جوانان را درمان نمی کند. حجاب پوششی بای سیم برق لخت نیست. حجاب سرپوش گذاشتن بر خاسته های زنان. قیرگونی کردن فقر وراندن مردم به خانه های تاریک سیاه بختی است تا کسی نداند که چگونه دیگران بر حیف ومیل دین وبیت المال قد علم کرده اند.

حجاب یعنی ایجاد توهم پاکدامنی وعفت.

یعنی به زور بگوییم که جامعه عفیف وپاک است وعاری از خطا.

کاش باتوم هایی که بر سر دختران گیسونما خورد بر سر  فقرسازان بی همه چیز می خورد که در ازای ۵هزار تومان بکارت دوشیزگان را به دست توانای اعراب شاه زاده ... بر باد می دهند.

کاش سفره ای رنگین مسئولان زمان مستی را میان همه مردم تقسیم می کرد

و

.

.

.

  محمود حسابی گفت:

جهان سوم جایی است که اگر کسی بخواهد مملکتش را

 آباد کند خانه اش خراب می شود. واگر بخواهد خانه اش را

 آباد کند مملکتش را تخریب می کند.

یا علی

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 03:06 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 12 خرداد 1386
گرگراک

دوربینم را برمی دارم وبه سمتی می روم که هیچ کس نباشد. هیچکس نیست جز  گرگراکی بر کل عمارتی که همه هوشم را به به برم کل خاتونی می برد وکر سردو. حالا من تنهاییم را با این گرگراک تقسیم می کنم.

کاش می شد مثل گرگراک به همیشگی تابش خورشید امید وار بود.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 10:06 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در یکشنبه 13 خرداد 1386 و ساعت 12:06 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 9 خرداد 1386
شاشت را نگر دار

 در اخبار آمده است:

دستگیری فردی که دو هزار میلیارد تومن به بانک ها بدهکار است.

 به خدا بعد از۲۲ سال درس خواندن به هرکس که اعتقاد دارید نمی دانم این عدد که نوشتم چند صفر دارد یعنی به صورت عددی چگونه نوشته می شود.هنوز هم برای آنکه عددی را بخوانم یکها دها می کنم.ناراحت نیستم که این فرد بزرگوار دوهزار میلیارد تومن از بانکها وام گرفته وسر آنها کلاه گذاشته و... قصه من مربوط به خودم است. چندی است برای  گرفتن وام به هر بانکی سرزدم.آنها با کمال ادب مرا راهنمایی کردند که باید برای دریافت وام مبلغی معادل وام درخواستی را برای مدت حداقل 6 ماه در ودیعه بانک گذاشته وآنگاه با آوردن 2 ضامن حقوق بگیر در همین بانک بتوانی همین مقدار وام را دریافت کنی. ووقتی شغل شریفآدم را می پرسند  وکلمه معلم  را می شنوند، پشت  گوشت خود را به طور کاملا محسوس می خارد ودست آخر کلمه انشاء ا... را به کار می برد وبا اشاره سر ( بدون زحمت باز کردن دهان ) درخروجی را نشانم می دهد. من هم که بلانسبت شما خر نیستم بیرون می آیم وسر راه از دکه روزنامه می گیرم. خبر فوق  کونم را تا ته می سوزاند. برمی گردم به  بانک . رییس شعبه نگاهم می کند و تیتر روزنامه را جلوی چشمانش نگر می دارم. خیال می کند چیز خل شدم. واقعا شدم؟!! می پرسم این آقا دوهزارمیلیارد تومن را در بانک 6 ماه نگه داشت؟ به سرباز محافظ بانک اشاره می کند.مرا با احترام به بیرون هدایت می کنند.

بیرون در که می رسم نگاهی به آسمان می کنم ومی گویم :  ای شا... پیرزنی به پشتم  می زند ومی گوید: نگرش دار که با آن رفع عطش  کنی ومنت نکشی.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 09:05 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 30 اردیبهشت 1386
استیضاح

محمود ماند. به همین سادگی . دویدن وپریدن بعضی ها برای اینکه محمود برود به جایی نرسید. در عوض مرد هنرمند مجلس همان دم در ایستاد ومرتب در گوش وکتف مجلسیان زمزمه می کرد وبرای آقا محمود (البته بخوانیدآغا محمد خان) رای جمع کرد. آگاهان از همه جا بی خبر معتقدند ازمیان 136 نفر که در هنگام معرفی فرشیدی به عنوان وزیر به ایشان اعتماد کرده بودند،تنها 4 نفر رای شان برگشت وآغا محمود دوباره با ÷یش کشیدن مطالب مربوط به قبل از تاریخ وبه علت عدم آگاهی نمایندگان از امور آموزش وپرورش  مطالب ارایه شده از سوی  ایشان را منحصر به فرد وعلمی خواندند. تا جاییکه او را به عنوان موفق ترین وزیر آموزش وپرورش معرفی کردند. ما این حسن انتخاب را مشت محکمی بر دهان معلمان وفرهنگیان معترض می دانیم ؛ تا دیگر غلط بیجا ننموده وسر جای خود بنشینند وتنها به درس وبحث و... بپردازند.لازم به توضیح است که معلمان وفرهنگیان موج سوار باید بدانند درصورت موج سواری مجدد؛ توسط تیم حاکم برآموزش وپرورش سوار بر تخته آغا محمود خان شده وشعر معروف الخته وبلخته معلمهای اخته را حکم کارگزینی آنها با اشد مجازات یعنی تعلیق تا برگشت حکومت اصلاحات ثبت می کنند.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 03:05 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 9 اردیبهشت 1386
الهام

سروده ای برای دکتر الهام مرد هزار شلوار دولت:

 الا الهام

 ای دولت به تو مدیون

 ای ملت به تو مجنون

 تو در خاطر نمی گنجی

 تواز دنیا مادی نیک مستغنی

 نیازت نیست نازت هست

 تو را شلوار شاید یک

شاید دو

شاید سه

 تورا شلوار باید بیش از این باشد

 که می تازی که می نازی

 تو در رفتی زسربازی

تو هرگز پا نکوبیدی به هم در خدمت پرچم

مگر آندم که پرچم زیر پای تو معلم بود

الا الهام ای روشن تر از تاریکی مطلق درون تو برون تو

تو در خاطر نمی گنجی تو در دنیا نمی گنجی که تو گنجی

تو را باید میان موزه ها جا داد تو را باید میان کوچه ها

                                                در خانه ها یا برسر میدان های شهر

                                        میان جشن ها یا دستجات شور وشیون برد

. نگاه تو غم از دل می زدایدمرد!

 نمی ترسی بدزدندت.

 نیا بیرون

                               نگو حرفی

                                         که در این خلق انگیزی دو صد شادی شبیه شور های شمس تبریزی

الا الهام

ای مرد مزور نام

الا اعجاز قرن هش هزار ونه

نکو نام تو الهام است ومی دانی که غیر از اینکه هستی می نمایانی

 تو می گویی که من وابسته ام -آری.

                                              به آزادی

برو جانا برو ریش خودت بتراش آن رویت نمایان کن

 اگر در بند غربم نیک خوشحالم

 که آنجا در عمل انسان معلم را به حرمت ها به ارزش های فردی پاس می دارند

نه چون اینجا که با یک لقمه نان سگی بر ما لگد کوبند

 الا الهام

ای شلوار تو دامن الا ای مرد ای هنگام پاسخ دادن هردرس تر دامن.

 الا الهام

...............

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 12:04 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در دوشنبه 10 اردیبهشت 1386 و ساعت 10:04 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 2 اردیبهشت 1386
نامه سرگشاده

  خبر ارسال پول در عوض جواب نامه های مردم استانم به رییس جمهور مرا شوکه کرد. البته از ماست که بر ماست. من فرداشب در پی همراهی با رضا ودفاع از خودم  ومردم استان نامه خود را منتشر می کنم.

این نامه را بخوانید.  حتما بخوانید.

نوشته شده توسط حسن شریعتی ساعت 10:04 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari